ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
109
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
زردشت هنگامى ظهور كرد كه سى سال از فرمانروائى و يشتاسب گذشته بود .
--> [ ( ) ] لطيف معروف گرديد . در هنگام بروز قحط سالى كه در ايام جوانى او اتفاق افتاد ، وى نسبت به سالخوردگان حرمت و رأفت و درباره جانوران محبت و شفقت به عمل مىآورد . چون سنين عمرش به بيست رسيد ، پدر و مادر و همسر خود را رها كرده ، براى يافتن اسرار مذهبى و پاسخ مشكلات روحانى ، كه اعماق ضمير او را پيوسته مشوش مىداشت ، در اطراف جهان سوگردان شد و از هر سو رفت و با هر كس سخن گفت شايد كه نور اشراق درون دل او را منور سازد . گويند : روزى در انجمنى از دانايان پرسش كرد كه نيكوترين كارى كه شايستهء آسايش روان باشد چيست ؟ در پاسخ گفتند : « سير كردن گرسنگان و خوراك دادن به چهار پايان و فروزان داشتن آتش و افشاندن شيرهء « هوما » و آب . و پرستش ديوان بهترين كارهاست . » زرتشت در اين سخن انديشه كرد و گفت : « از اين همه ، چهار كار نخستين را كه در خور مردمى دادگر و روانى آمرزيده است مىتوان پذيرفت مگر پرستش ديوان كه كارى است دشوار ، و جان بهشتى از آن بيزار ! » دو منابع يونانى كه كما بيش درباره زرتشت رواياتى آوردهاند گفته شده است كه زرتشت مدت هفت سال در بن غارى درون كوهى به سر آورده به خاموشى مطلق مىگذرانيد .